بایگانی وبلاگ

شروع چند باره

نوشتن صرف نظر از نوع محتواش در اینجا یا هر شبکه اجتماعی برام یک جور ثبت خاطرات است، خاطراتی که با گذشت زمان محو می‌شن و یک تلنگر می‌تونه اونا رو برام زنده کنه. حدود یک سال و خورده‌ای شد

پست شده در خاطرات, عمومی

ماجرای عمو فیتیله‌ای‌ها و جیب من

دیروز لای مطالبی که تو گروه تلگرامی خونوادگی می‌رسه، یکی پیغامی داده بود با این محتوا: سلام دوستان به طور اتفاقی ریز قبض مکالمات موبایلم رو دیدم«خط همراه اول» یک مورد به نام سرویس ارزش افزوده بود که مبلغ قبض

پست شده در خاطرات

سایت آرامیکو

یک مدتی بعد از استارت سایت آرامیکو، به خاطر فشار کاری زیاد (چک کردن تنخواه + راه‌اندازی سیستم اتوماسیون اداری + کارهای متفرقه) وقت نکرده بودم که روی سئوی سایت بیشتر کار کنم. خوشبختانه از سه چهر کلمه کلیدی که

پست شده در خاطرات

شوخی ناقص

امروز عصر آبدارچی شرکت داشت تو اتاق کاری انجام می‌داد و در ضمن با همکار روبروییم در حال صحبت بود با محتوای پول گذاشتن تو بانک و فلان (البته دقیقش رو یادم نیست کی به کی داشت چی می‌گفت.) خلاصه

پست شده در خاطرات

لینک و دکمه و سایت اطلاع‌رسانی داخلی

توی پست قبلی گفتم که یک سایت اطلاع رسانی داخلی برای شرکت درست کردم و داخل اون را با مطالبی در مورد امور اجرایی و اطلاعیه‌های اداری و در نهایت آموزش سیستم اتوماسیون اداری شرکت پر کردم، یکی از مواردی

پست شده در خاطرات

خاطرات فلان محاله یادم بره

چند روز پیش با خوندن مطلبی که خوابگرد توی پلاس به مناسب شروع وبلاگ نویسی همخوان کرده بود، کلی خاطره (خوشبختانه محو و نه کاملاً شفاف) برام زنده شد البته نه بابت شروع وبلاگ نوشتنم. این هم مطلبی که تو

پست شده در خاطرات

هزار تومان چه کاری میتونه بکنه؟

چند وقتی است که محل کارم عوض شده و مجبورم هر روز از کرج به شهرک غرب برم، یکی از صبحهایی که از سه راه گوهردشت سوار خطی های ونک شدم و البته طبق معمول بهترین جای ماشین یعنی صندلی

پست شده در خاطرات