شروع چند باره

نوشتن صرف نظر از نوع محتواش در اینجا یا هر شبکه اجتماعی برام یک جور ثبت خاطرات است، خاطراتی که با گذشت زمان محو می‌شن و یک تلنگر می‌تونه اونا رو برام زنده کنه. حدود یک سال و خورده‌ای شد که کلاً چیزی جایی ننوشتم تا امروز صبح که توییتی کردم. دقیقن روزای آخر سال ۹۴ بود که آخرین فعالیت‌هام رو تو شبکه‌های اجتماعی کردم، بعدش افتاد تو دوران بین الشرکتی و تغییرهای عجیب و غریب زندگی و کار.
نوع کارم برای دفعه اول کلاً خارج از رشته تحصیلیم شد، هر چند که حدود پنج شش سالی بود که این ارتباط مثل قبل‌ترهاش مشهود نبود. وسطای مرداد ۹۵ بود که شدم برنامه‌نویس جاوا. دوره‌ای که از شروعش فهمیدم بر خلاف انتظارم برنامه‌نویسی عملاً جدا از اون فانتزی است که من فکر می‌کردم. راستش انتظارم از کار به عنوان توسعه‌دهنده محصول نرم‌افزاری ترکیبی بود از الگوریتم نویسی و مابقی چیزهای اجباریش. منتها با شروع کار دستم اومد که تقریباً و احتمالاً کارایی که بابتش بهم پول داده می‌شه از اون قسمت جذابش نیست و قرار نیست مثلاً الگوریتم و منطق خفنی رو پیاده کنم.
الان که دارم این یادداشت رو می‌نویسم حدود یک سال البته دو سه ماهی کمتر میشه که تو این کار فعالم، تقریبن تازه از رکود ذهنی خارج شدم و مثل یک شیفته دارم پازل‌های برنامه نویسی رو یاد می‌گیرم، می‌چینمشون کنار هم تا بتونم به صفر تا صد ایجاد یک نرم‌افزار سازمانی برسم، از ایده‌ی خام تا اجرا، فعلاً همین.

 

پست شده در خاطرات, عمومی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

7 × = fourteen