خاطرات فلان محاله یادم بره

چند روز پیش با خوندن مطلبی که خوابگرد توی پلاس به مناسب شروع وبلاگ نویسی همخوان کرده بود، کلی خاطره (خوشبختانه محو و نه کاملاً شفاف) برام زنده شد البته نه بابت شروع وبلاگ نوشتنم.

این هم مطلبی که تو پلاس خونده بودمش:

یک اتفاق و روایت وبلاگی عجیب و فوق‌العاده
در بورد دانشکده اعلامیه زده بودند که صفری‌های استعداد درخشان جهت دریافت سهمیه اینترنت به مرکز محاسبات دانشگاه مراجعه کنند …

یوزر و پس را که گرفتم وارد سالن کامپیوتر شدم. ده تایی پنتیوم با ویندوز ۹۵ برای اینترنت بود و بقیه با داس برای برنامه‌نویسی. پشت یکی از پنتیوم‌ها نشستم. از بغل‌دستی‌ام پرسیدم: «ببخشید، اینترنت چیه؟» آدرس یاهو را وارد کرد، گزینۀ سرچ آن بالا آمد، گفت: «اینجا جستجو کن. اینترنت همینه.» مختصر و مفید. اینترنت‌بازی، این درد بی‌درمان، شروع شد.

این هم کامنتی که من تو باز نشر خودم تو پلاس نوشتم

این مطلب یک دفعه برد من رو تو سال هفتاد و شش، کلی خاطره زنده شد، یادمه با ترس و لرز از اینکه سوتی ندم میرفتم سایت دانشکده، فی الواقع اون سال دانشکده خودمون کامپیوتر درست و حسابی نداشت، یا میرفتم تو سایت دانشکده مکانیک یا صنایع. اولین جستجویی که دیدم یکی از سال بالایی ها بود که بهمون گفت میرین تو اینجا، بعد یه چیزی مینویسین، اون دوران تب فوتبال بود، اسم خداداد عزیزی رو انگلیسی نوشت و بعد دیدن نتایج، تو تحلیل نتایج یادمه رو یکی از لینکها گفت ببینید این هم اسمش همینه منتها پاکستانی است، اهان این خودشه، رفت توش یا نرفت رو یادم نیست، تا مدتها اولین جستجوم خداداد عزیزی بود.

پینوشت- اون سایت، یاهو بود، سیستمها هم یک اصطلاحی داشتند که یادم نمونده بش چی میگفتیم، توانایی نشون دادن عکس رو نداشتن، یعنی خب تحت داس بود، با اون مونیتورهایی که همه کاراکترها رو سبز نشون میدادن.

پست شده در خاطرات
2 نظر برای “خاطرات فلان محاله یادم بره

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

eight + two =